سخنرانی دکتر معین در جلسه هیأت امنا موسسه آموزشی فرهنگی محمد امین

 

" قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون إنما یتذکر اولوا الألباب"

با آیه 9 سوره زمر شروع کردیم، در آیات قرانی ما، مهمترین وجه تمایز اسانها ( در شرایط برابر از نظر تقوا، اخلاق، نوع دوستی و...) وجه علمی آنهاست. آن کسی که از علم بالاتر برخوردار باشد، طبیعی است که از توانمندی بیشتر، موقعیت زندگی و شخصیت بالاتر و تأثیر گذاری بیشتری در جامعه خودش برخوردار است. پس این یک مسأله جدی است. یعنی پا به پای ایمان و تقوا مسأله علم و دانش به عنوان یک ملاک ارزش گذاری مطرح است و باعث رفعت درجه انسان می شود.

یک خبر خوشی که دوستان کم و بیش اطلاع دارید، این است که ظرف ده تا سی سال آینده خوشبختانه صادرات نفت ما متوقف می شود. ممکن است برای بعضی ها خبر ناخوشایندی باشد، اما به نظر من این خبر خیلی خوبی است، چون ما صد و چند سال است که وابسته و اسیر این ثروت خدادادی شده ایم، کفران نعمت کرده ایم و به این روز افتاده ایم که می بینید. کشورهایی هم بودند مانند ترکیه که با ما قابل مقایسه است به خاطر شرایط فرهنگی، جغرافیایی و تاریخی اش که نفت نداشته اند و حتی وارد کننده بودند و الان فاصله آن با ما غیر قابل مقایسه است، برای اینکه ما نتوانستیم چون توکلمان را از خدای خودمان برداشتیم و به چاه نفت دوختیم. اینکه مدیریتمان مشکل داشت، اینکه فقط مصرف کننده بودیم، اینکه به انسان و توسعه انسانی آن اهمیتی که باید ندادیم، باعث شد که شرایطمان به این صورت باشد. در هر صورت به خاطر اینکه هزینه استخراج نفت روز به روز بالاتر می رود، انرژی های نوینی در حال بوجود آمدن است که با کمترین هزینه و کمترین آلودگی، دارند جایگزین نفت و.. می شوند. در ایران ما خودمان آنقدر مصرف کننده هستیم که چه بسا خود مصرف داخلی هم بعد از دو دهه باعث شود که نتوانیم نفت صادر کنیم. 5 میلیون خودرو فقط در تهران هست. حدود 200 میلیون خودرو در سطح کشور وجود دارد و بیخود هوا را آلوده کرده و اسراف می کنیم. ما به نسبت جمعیت و تولید ناخالص ملی مان،جزء مسرف ترین ملت های دنیا هستیم، از آمریکا و چین هم بیشتر در آلودگی اتمسفر زمین نقش داشته ایم، یعنی اگر روزی دادگاهی در دنیا بخواهد تشکیل شود، می توانند بر علیه کشور ما اعلام جرم کنند، که چرا شما با این جمعیت بیشترین آلودگی را در اتمسفر داشته اید و الان باعث تغییرات آب و هوایی شده اید، حتی دامن گیر خودتان شده است، خشکسالی سی، چهل ساله در پیش است. در جاهای دیگر دنیا، سیل و تخریب های آن و یا خشکسالی است و این به خاطر همین گرم شدن زمین وآلاینده هایی است که کشورهایی مثل ایران تولید کرده اند. بنابراین یارانه دیگر بی یارانه و اینکه بخواهیم دست توی جیب کرده و فقط خرج کنیم دیگر گذشت و نمی توانیم برای هر چیز یارانه بدهیم. احمدی نژاد عمل کند و وضعیت اقتصاد به این روز بیافتد. باید همه چیز واقعی و شفاف شود. پس در چنین شرایطی منابع نفتی، حتی از کسب و کار و اشتغال و برنامه فقرزدایی هم در آینده نمی تواند حمایت کند، کاری که در چند دهه اخیر انجام شده است. دانش آموزان امروز ما و این مؤسسه تازه تأسیس، در واقع نیروی انسانی دوره اقتصاد غیر نفتی ما، یعنی بیست، سی سال آینده را تشکیل خواهند داد و تأکید اصلی باید روی نیروی انسانی باشد و سرمایه انسانی ما باید جایگزین نفت و منابع طبیعی ما شود. سرمایه های جامعه چه چیزهایی هستند:

1) سرمایه طبیعی

ما از این نظر غنی هستیم. (آب، خاک، موقعیت استراتژیک، منابع زیرزمینی، نفت و گاز و..)

2) سرمایه فیزیکی

دارایی هایی که ایجاد کرده ایم. (تجهیزات، ماشین آلات، جاده ها و..)

3) سرمایه انسانی

مجموعه توانمندی ها، خلاقیت ها و مهارت های انسانی.

ما کشور نسبتأ جوانی هستیم، از لحاظ تعداد و کمیت رشد خوبی داشته ایم ولی از لحاظ کیفیت جای بحث دارد.

4) سرمایه اجتماعی

بستگی به ارتباط بین انسان ها در یک جامعه دارد و اینکه این ارتباط بر پایه اعتماد، صمیمیت،  جوان مردی و خیرخواهی باشد و یا جدا از هم باشند. آیا همبستگی وجود دارد و یا از هم گسیختگی؟

ایزان جزء ده کشور زلزله خیز دنیا است و شکاف ها و گسل های عمیقی هست که هر لحظه می تواند همه چیز را به هم بریزد، از تهران تا سایر جاها، از لحاظ اجتماعی هم جامعه ای هستیم که گسختگی های عمیقی در ما وجود دارد. ما از نظر سرمایه اجتماعی جزء ده کشور آخر دنیا هستیم. 80 درصد افراد جامعه نسبت به همدیگر بدبین هستند، سوءظن دارند و اعتماد ندارند. جامعه ای از هم گسیخته و از هم پاشیده داریم، با اینکه دین و پیامبر ما گفته " یدالله مع الجماعه"، " کلکم راع و کلکم مسئول" و در قران نیز تأکید زیادی در این مورد شده است. ولی در عمل فاصله ها زیاد است. بین نسل ها فاصله وجود دارد. شاهد آن هستیم که پدر و فرزند همدیگر را درک نمی کنند، بی اعتمادند و هم زبانی ندارند. همچنین  بین دولت و جامعه، افراد جامعه، دانشگاه و صنعت، صنعت و دولت. همه با هم از این نظر هماهنگی خوبی داریم! یعنی سرمایه اجتماعی ما در حداقل خودش نسبت به دنیا است.

این چهار سرمایه وجود دارد و تأکید من بیشتر روی سرمایه انسانی و بعد سرمایه اجتماعی خواهد بود.

گزارش بانک جهانی از منابع ثروت کشورها

در حدود ده، پانزده سال قبل دو دانشمند هندی و پاکستانی "آماتیاسم " و " مقبول حق" این گزارش را تهیه کردند و خلاصه آن این است که ثروت کشورها از سرمایه های طبیعی، فیزیکی و انسانی تشکیل می شود و در کشورهای صنعتی در سطح جهانی 67 درصد ثروت ملی آنها از منابع انسانی شان تشکیل می شود. ولی در ایران سهم سرمایه انسانی از سرمایه ملی 34 تا 38 درصد است. یعنی تقریبا نصف دنیا. ما جامعه نسبتا جوانی داریم، کشورهای صنعتی جامعه کهنسالی دارند. سرانه درآمدی (ثروت) هر فرد در دنیا 86000 دلار و در ایران با وجود اینکه از نظر نفت، انرژی ، خاک ، آب و...کشور غنی ای هستیم، 38000 دلار است که فقیرتر از میانگین جهانی هستیم.

در کشور ژاپن 165000 دلار است که 80 درصد آن از منابع انسانی و 18 درصد آن منابع فیزیکی است. با وجود اینکه کشوری صنعتی است. با این همه کارخانه، تولید و ماشین فقط 18 درصد آن منابع فیزیکی است و 2 درصد آن منابع طبیعی است.

در ایران 39 درصد ثروت ما منابع طبیعی است که اصلا قابل مقایسه با ژاپن نیست. 37 درصد منابع فیزیکی که خیلی عجیب است. با اینکه ما کشور در حال توسعه و جهان سومی هستیم، هر چه پول و نفت داشتیم خرج ماشین آلات کرده و وارد کرده ایم و کشور تبدیل شده به یه گاراژ بزرگ از انواع و اقسام ماشین ها، ماشین های فرسوده صنعتی و غیره که بسیاری از آنها خراب هستند و یا از رده خارج شده و به درد نمی خورند. که نشان می دهد توسعه ای نامتوازن و غیرطبیعی داشته ایم.

شاخص توسعه انسانی کشورها

1)         سطح سواد و آموزش( دانش عمومی)

2)         درآمد سرانه (از لحاظ اقتصادی )

اینکه مثلا هر فرد ایرانی چقدر درآمد سالانه دارد که برای ما هزار و ششصد و.. دلار، ترکیه سه برابر ما و سوئد ده برابر ما است.

3)         امید به زندگی

اینکه به طور میانگین هر انسانی ( زن یا مرد ) چقدر طول عمر دارد. (منظور عمر سالم است نه با مشکلات جسی و روانی)

این سه مورد شاخص عمومی توسعه کشورها است. رتبه کشور ما بین بقیه کشورها بین 100 و 103 است. که این شاخص خوبی نیست، چون ما کشوری هستیم که از لحاظ منابع طبیعی ثروتمند هستیم و در مورد سطح سواد و آموزش قاعدتا یک جامعه جوان و مستعد باید بالاترین سطح سواد را داشته باشد. ما همین الان فقط 10 میلیون بیسواد داریم. بقیه هم کم سواد هستند، سوادی نیست که به درد توسعه بخورد، خواندن و نوشتن تنها کافی نیست، چقدر جامعه ی خودش را می شناسد، چقدر از شرایط روز جامعه خودش و جامعه جهانی تحلیل دارد، این سواد است.

در طول 150 یا 60 سال گذشته بعلت پیشرفت علم و تکنولوژی و جهانی شدن، فاصله ها و نابرابری ها زیاد شده است. درسال 1820 فاصله درآمدی 20 درصد بالای جامعه ( غنی ها) و 20 درصد پایین جامعه ( فقرا) از لحاظ درآمدی 3 به 1 بوده است، که در سال 2005 تبدیل شده به 103 به 1، پس نابرابری و تبعیض که خشونت، جنگ، فقر، اعتیاد، ایدز و .. را به دنبال دارد، به شدت در حال زیاد شدن است و این نابرابری کار ما را مشکل می کند، که توسعه را به صورت عادلانه پیش ببریم.

در بروندی در آفریقا درآمد سالانه هر فرد 200 دلار در سال است. در سوئد حدود 50 تا 60 هزار دلار است.امید به زندگی 81 سال و در بروندی 50 سال است، این فقط کمیت است وگرنه کیفیت زندگی اصلا قابل مقایسه نیست. بعضی وقت ها برداشت ما از دین این است که فرد مسلمان باید انسانی ذلیل و بدبخت باشد که فقط باید برای آن دنیا کار کند. " الدنیا مزرعة الاخره" . نخیر مسلمان باید عزیز و در رفاه باشد، فهم و شعور و شخصیت داشته باشد و برای جامعه انسانی الگو باشد. یعنی نوع نگاه به دین هم به وضعیت موجود ما دامن زده است. اینکه اگر این طرف فقر، تبعیض و قناعت بود، آن طرف جبران می شود، نه این طور نیست. " فمن کان فی هذه اعمی فهو فی الاخرة اعمی و اضل سبیلا".

دستور کار مؤسسه محمد امین پرداختن به سرمایه انسانی و کمک به سرمایه انسانی کشور است.

گفتیم سرمایه اسانی مجموعه توانمندی ها، خلاقیت ها، فعالیت های انسانی، سطح سواد و دانش عمومی است، که بزرگ ترین مزیت نسبی در یک جامعه نسبت به جوامع دیگر می باشد و نقش اصلی را در توسعه دارد. سرمایه اجتماعی مکمل آن است که بعدا توضیح خواهم داد.

اندازه گیری سرمایه اجتماعی را گفتیم، سرمایه انسانی را نیز می توان از لحاظ کمی محاسبه کرد. مثلا تعداد دانش آموزان، دانشجویان، نسبت استاد به دانشجو، کیفیت آموزش، بررسی افت تحصیلی، میزان مهارت و جذب شدن در بازار کار، بهره وری در صنعت و کشاورزی و..

شاخص سرمایه اجتماعی، آگاهی به امور عمومی، اعتماد عمومی به همدیگر، اعتماد نهادهای مردمی به دولتی، مشارکت عمومی جامعه در تعیین سرنوشت خودشان در انتخابات، نهادهای مدنی، مؤسسات غیر انتفاعی است که می توان بوسیله آن سرمایه اجتماعی جامعه را ارزیابی کرد. گرچه کمی کردن آن مشکل است. مشخص شده است که این سرمایه اجتماعی است که باعث شده سرمایه های طبیعی ( نفت ، گاز و..) و سرمایه های فیزیکی ( کارخانجات، تولی%D