آموزش مهارت های اجتماعی به کودکان

آموزش مهارت های زندگی یا به عبارت دیگر مهارت های اجتماعیبه کودکان در سال ۱۹۷۹ و با تلاش های دکتر گیلبرت بوتوین آغاز شد. او در آن سال مجموعه آموزش مهارت های زندگی برای دانش آموزان کلاس هفتم تا نهم را تدوین کرد که با استقبال فراوان متخصصان بهداشت روان مواجه شد. این برنامه آموزشی به نوجوانان یاد می داد که چگونه با استفاده از مهارت های رفتار جرات مندانه، تصمیم گیری و تفکر نقاد در مقابل وسوسه یا پیشنهاد سوءمصرف مواد از سوی همسالان شان مقاومت کنند.


 

ساده ترین تعریف مهارت های اجتماعی چیست؟

ساده ترین تعریفی که وجود دارد عبارت است از این که کودک بداند چگونه با دیگران رابطه درستی برقرار کند، چگونه نظر و احساس خود را بدرستی کنترل و ابراز کند، چگونه از حق و حقوق خود دفاع کند و به حق و حقوق و حریم دیگران تجاوز نکند.


 

تقسیم بندی مهارت های اجتماعی:

مهارت‌های زندگی به چند بخش ازجمله ۱ ـ خودآگاهی ۲ ـ مهارت‌های ارتباطی ۳ ـ کنترل استرس ۴‌ ـ کنترل خشم تقسیم‌بندی می‌شود.


آموزش مهارت های اجتماعی چه کمکی به فرزند ما می کند؟

کسب این مهارت، توانایی‌ها و اعتماد به نفس فرد را برای برقراری یک رابطه مناسب با دیگران افزایش می‌دهد، استعدادهای او را آشکار می‌کند و باعث جلب احترام و قدردانی دیگران می‌شود.

در مقابل ضعف مهارت‌های ارتباطی، مانع رشد شخصیت اجتماعی سالم در کودک شده و در آینده فرد بزهکار، پرخاشگر، منزوی، مطرود، فاقد اعتماد به نفس و خودباوری و اجتماع‌ستیز می‌شود که تا آخر عمر گریبانگیر او خواهد بود.

نوجوانان و جوانانی که شیوه های صحیح کنترل رفتار هیجانی و مهارت های لازم را برای تطبیق خود با خانواده و جامعه نیاموخته باشند و ظرفیت های روان شناختی آنها ارتقا نیافته باشد با آسیب های جدی و متعددی روبرو خواهندشد که عواقب آن هم دامنگیر خودشان می شود و هم دیگران و در صورتی که رفتارهای ضداجتماعی در آنها شکل گیرد و از خود واکنش های منفی بروز دهند یا توان مدیریت این واکنش های منفی را نداشته باشند، باعث آسیب های روان شناختی در شخص و ناهنجاری هایی در اجتماع خواهدشد.

بنابراین اگر در زمان کودکی برای آموزش مهارت های زندگی انرژی گذاشته نشد، باید خانواده و مدرسه به خصوص در زمان نوجوانی و بلوغ، برای آموزش این مهارت ها و افزایش ظرفیت روان شناختی نوجوان تلاش کنند چون بعداز ۱۸ سالگی که شخصیت فرد و هوش هیجانی اش تقریبا به وضعیت ثبات نسبی رسید، ایجاد و شکل دهی رفتار، مشکل تر و زمان بر خواهدشد. البته حتی اگر دوره نوجوانی هم از دست برود، آموزش در دوران جوانی زمان سربازی یا دانشگاه باید انجام شود.


آموزش مهارت های اجتماعی از چه زمانی باید شروع شود؟

مهم‌ترین دوره شکل‌گیری شخصیت فرد، دوران کودکی است؛ درست زمانی که ما فکر می‌کنیم آنها فقط نیاز به توجه و مراقبت‌های جسمانی دارند. این تربیت باید از این سنین آغاز شده و در تمام ابعاد وجودی او مثل رشد اجتماعی، عاطفی، هوشی و شخصیتی باشد. هر کودکی به تدریج شروع به فراگیری رفتارهای اکتسابی از محیط پیرامون خود می‌کند، و تمام جوانب رفتارهای بزرگسالان را اعم از مثبت یا منفی یاد می‌گیرد. در ابتدا از طریق مشاهده و الگوبرداری از رفتار دیگران، نظیر احترام به یکدیگر و بزرگ‌ترها، اظهار محبت، دست دادن، بوسیدن، احوالپرسی و… صورت می‌گیرد، پس از آن «رفتار کودک آینه رفتار بزرگسالان» خواهد بود و عواملی چون داشتن خواهر و برادر بزرگ‌تر، تک‌فرزند بودن و زندگی کردن با پدربزرگ یا مادربزرگ و… نیز موجب شدت و ضعف این الگوبرداری می‌شود.

هر چه رابطه کودک گسترده‌تر باشد احتمالا در برخورد با گروه همسالان اجتماعی‌تر، با اعتماد به نفس‌تر و در بعضی موارد خوش‌سر و زبان‌تر خواهد بود. با شروع دوران مدرسه، ارتباط با گروه همسالان آغاز می‌شود. از ده سالگی تا پایان دوران بلوغ این رابطه بشدت تنگاتنگ و عاطفی می‌شود به طوری که گاه نوجوان در بسیاری از مسائل، خود را عضوی از گروه می‌داند و نه فردی مستقل. در این زمان، اولین وظیفه والدین، ارائه الگوهای مناسب رفتاری به وی، از طریق رفتار درست خود است و بعد از آن نظارت بر رفتار دیگران اعم از خواهر، برادر، دوستان، فامیل و گروه همسالان فرزندشان بسیار حائزاهمیت است.

احترام به حقوق یکدیگر در منزل، خوب گوش کردن به حرف دیگران، ابراز عقیده به طور صحیح و مودبانه، دفاع از حقوق خود در مقابل دیگران به صورت دوستانه و دور از خشونت، پرهیز از بدبینی، سخن‌چینی و بدگویی از مهم‌ترین و ساده‌ترین رفتارهایی است که در خانواده باید رعایت شوند تا کودک با ذهنی آرام و بدون دغدغه آماده پذیرش دیگر رفتارهای مناسب اجتماعی شود.


ضعف مهارت های اجتماعی کودک چه نشانه های دارد؟

ضعف رشد اجتماعی نتیجه نابسامانی شخصیتی و عقده‌های روانی پیچیده است. ناسازگاری، بدخلقی، رفتارهای هیجانی (خشم، ترس و…) بویژه در میان جمع، زودرنجی، خجالتی بودن، قهرهای مکرر و بی‌دلیل، دعوا هنگام بازی با گروه همسالان و بروز رفتارهای بچه‌گانه وکمتر از سن از نشانه‌های ضعف مهارت‌های ارتباطی در کودک است. پس اگر شما چنین خصوصیاتی را در فرزندتان مشاهده کردید باید به فکر رفع این مشکل و تقویت مهارت های اجتماعی فرزندتان برآیید.

 

منبع:  http://kodakyar.com